باید به آن کارمند و مدیر میانی آن سازمانها هم که زندگی و رفاهشان تابعی از همین متغیرهای آسیبزای اقتصادی است، حق دادبه دلیل بالا بودن هزینههای زندگی نمیتواند با حقوقی که میگیرد، آنطور که شایسته و در شان خود میداند، زندگیاش را اداره کند. بیتفاوتی و واکنشهای تلخ و غیردوستانهای که آنها نسبت به اربابرجوع نشان میدهند به نوعی ریشه در همین مشکلات اقتصادی و فشارهای معیشتی دارد. خبرها و گزارشهای مربوط به انواع مفاسد بزرگ اقتصادی که جسته و گریخته در رسانهها منتشر میشود و مردم در ضمیر ناخودآگاه خود وقوع این مفاسد را یکی از عوامل پایمال شدن حقوق و افزایش فشارهای معیشتی بر خود تلقی میکنند، مزید بر علت شده و رفتارهای عصبی و پر از استرس مردم را نسبت به یکدیگر تشدید کرده است. حقوقبگیرانی که سالها با سلامت نفس انجام وظیفه کردهاند با خواندن و شنیدن خبرهای مربوط به اختلاسها و مفاسد بزرگ اقتصادی احساس میکنند در بازی زندگی سرشان بیکلاه مانده و اهالی کسبوکار که سعی در خوردن نان حلال داشتهاند، از تاثیرات سوء خواندن و شنیدن خبرهای مربوط به این بخوربخورها و اختلاسهای بزرگ در امان نمیمانند و برای ادامه شیوه کار خود دچار تردید میشوند. جامعهشناسی و رجوع به جامعهشناسان برای پی بردن به آسیبهای اجتماعی متاثر از مشکلات اقتصادی در جامعه جایی در قاموس مدیران اجرایی ما ندارد و این در حالی است که سالهاست صدها نفر با مدرک لیسانس، فوقلیسانس و دکترای جامعهشناسی از دانشگاههای ما فارغالتحصیل میشوند. اما به همان دلایلی که پیشتر ذکر آن رفت متخصصان جامعهشناسی هم مانند دانشآموختههای رشتههای روانشناسی فرصت نمییابند تا از علمی که بعد از سالها تحصیل در دانشگاه آموختهاند برای تلطیف روابط اجتماعی مردم استفاده کنند و برای درمان این آسیبها نسخههای شفابخش به دولتمردان و مدیران اجرایی کشور ارائه دهند. نتیجه نادیده گرفتن نقش جامعهشناسان و روانشناسان این میشود که با وجود زرق و برق ظاهری زندگی در کلانشهرهایی چون تهران، مشکلات اقتصادی و تنگناهای معیشتی هر روز انواع تنشها، استرسها و دلشورهها را به جامعه تزریق میکند و تحت تاثیر آن مردم هر روز نسبت به هم ناسازگارتر، ناشکیباتر و نامهربانتر میشوند. در چنین فضا و حال و هوایی تفاوتی نمیکند که خانهات در الهیه و زعفرانیه باشد یا در جنوبیترین نقطه شهر یا اتومبیلت پورشه و مازاراتی و بنزی باشد که تازه دیروز از زرورق درآمده یا پیکان و پرایدی عهدبوقی و زوار دررفته. در یک جامعه پر از استرس، نامهربانی و بیاعتمادی از ابزارهای زندگی برای تلطیف روابط اجتماعی مردم و ایجاد امید و آرامش در آنها کار زیادی ساخته نیست. باید تا دیر نشده و نامهربانیها و بیاعتمادیها و خشونتهای کلامی و رفتاری مردم نسبت به یکدیگر بیش از این شدت پیدا نکرده، زعمای امور و کارگزاران حکومت برای رفع مشکلات اقتصادی و تنگناهای معیشتی مردم هرچه زودتر چارهاندیشی کنند. همین امروز که فردا خیلی دیر است.
[email protected] روزنامه جهان صنعت...
ما را در سایت روزنامه جهان صنعت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: استانها بازدید: 106 تاريخ: يکشنبه 16 خرداد 1395 ساعت: 7:18