افتد ز پا چو قافلهسالار علم و عقل ایمن نماند از خطر جهل کاروان در روشنایی آفتاب، ستارهها فرصتی برای عرضاندام و مجالی برای درخشش نمییابند. غروب که میشود، کوچکترین یا دورترین ستارهها به زمین چشمک میزنند و برای خودنمایی اجازه میخواهند. در تاریکی است که حتی پیهسوز هم میدرخشد! با طلوع آفتاب آزادی در جامعه، هیچ عنصر کممایه و توخالی و در عین حال پرهیاهو، فرصت نمییابد که ادعای نورافشانی کند. تکثر آرا و تعامل افکار در جامعه یک ضرورت است؛ پدیدهای که پیشرفت و تعالی روحی، فکری اجتماعی و ملی را به همراه دارد. در جامعه یکدست، هر مطلب تازهای که منتشر شود- حتی از سوی دشمنان- روزنههایی نفوذ مییابد و افکار عمومی را متاثر میسازد به ویژه آنکه به چاشنی آب، رنگ و تبلیغات سحرانگیز آغشته باشد. شایعات در جامعه یکدست گسترش مییابد و فضا را مناسب تمایلات شایعهپراکنان میسازد. به این ترتیب تمامی دولتهایی که با اعمال سانسور و فشار سعی در حاکمیت افکار عمومی یکسان و یکدست دارند، در حقیقت به خاطر ترس از نفوذ «دگراندیشی» و اندیشههای منتقد و مخالف، ناخودآگاه! مار در آستین پرورش میدهند و عامل نفوذ افکار انحرافی در جامعه میشوند. حال شما خواننده محترم و فهیم! قضاوت کنید، آنان که میخواهند کالای بنجل فکری و فرهنگی خود را بهعنوان اندیشههای نو و بکر از آنسو یا این سوی مرزها به درون کشورها یا جوامع شرقی یا در حال توسعه قالب کنند یا نفوذ دهند، چه نوع فضای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را در این کشورها میپسندند؛ حاکمیت آزادی و تبادل آرا و افکار را یا سیطره خاموشی، سکوت و سانسور را؟! از سوی دیگر انسانها به دلیل فطرت بشری به راستی و درستی گرایش دارند و به همین دلیل افکار پریشان و مهمل و گمراهکننده و خلاف فطرت بشری در محیط آزادی افکار و آرا و تبادل روان اطلاعات، مجال رشد و گسترش نمییابد. در محیط تاریک و تار است که انسانهای پرطمطراق و بیمحتوا، امکان شهرت و مقبولیت مییابند اما در شرایط آزادی و ایمنی افکار، فرصت ستاره و اسطوره شدن نمییابند و دستان تهی آنان در جامعه رو میشود. در محیط اختناق برخی افراد کممایه اما پرگو تصور میکنند که متفکر و نابغه هستند اما با طلوع آفتاب آزادی به بیمایگی خود پی میبرند و میفهمند که چیزی بارشان نیست. اتفاقا در شرایط آزادی، مکاران و تبهکاران مراقبت میکنند تا هر یاوهای را به زبان نرانند و به قلم جاری نکنند. تشدید سانسور و بستن فضای باز فکری، جامعه را مقهور افکار انحرافی و شایعات و خرافات بنیانکن و مخرب میکند و این مقدمه سقوط است. در فقدان آزادی بیان و قلم، مردم برای سیراب کردن عطش خبری و اطلاعات خود متوجه منابع ناشناخته خارجی و داخلی و بیمسوولیت میشوند یعنی همان منابعی که قادرند با استفاده از ابزار و فنون، اهداف و آمال ملی را تخریب کنند و به استقلال ملی کشورها صدمه بزنند. اکنون که مدعیان ثروتمند جهانی در کلام و لفظ به جای حمایت از دیکتاتورها و رژیمهای توتالیتر از دموکراسی و مردمسالاری دم میزنند، آیا شرط عقل و درایت و انصاف است که ما مدعیان فرهنگ و تاریخ و تمدن و هنر راه گذشته آنان را طی کنیم؟! آنان که سرانجام به هزینههای هنگفت حمایت از فاشیسم و تروریسم و... در درازمدت آگاه شدهاند و درصدد گرفتن ماهی تازه از آباند، حال چرا ما باید به دست خود آب گوارای خود را گل و مردم عزیز و شریف خود را نگران کنیم؟ بنابراین ای همه کسانی که دلتان برای ایران اسلامی قدرتمند میتپد با سرانگشت «تدبیر و امید» و صبر و با حفظ اتحاد و یکپارچگی، چشمان جهان و جهانیان را با رفتار خردمندانه در رفتارها و عملکردها خیره کنیم. در روزگار سیطره نامردی در جهان، مردانه و جانانه پشت هم باشیم! انشاءالله به حکمت چون عمارت شد دلت نیکو سخن گشتی که جز ویران سخن ناید برون از خاطر ویران نقی آقالو روزنامه جهان صنعت...
ما را در سایت روزنامه جهان صنعت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: استانها بازدید: 111 تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 4:56